السلمي ( مترجم : حسيني )
19
ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي )
در ميان زنان عارف خراسان نام فاطمهى نيشابورى درخششى خاص دارد . او بانويى است كه سلمى دربارهى وى مىنويسد كه در عصر وى زنى چون او نبود . ( سلمى ، 1999 ، 43 ) بايزيد بسطامى و ذو النّون مصرى او را ثنا گفتهاند و ذو النّون دربارهى مسائلى از او پرسشهايى كرده است . ( همان ) و بايزيد دربارهى او گفت كه در عمر خود يك مرد و يك زن ديدم ، آن زن فاطمه نيشابورى بود . از هيچ مقام وى را خبر نكردم كه آن خبر وى را عيان نبود . همچنين يكى از مشايخ ، ذو النّون را پرسيد كه : كه را بزرگتر ديدى از اين طايفه ؟ گفت : زنى بود در مكه كه وى را فاطمه نيشابوريه مىگفتند ، در فهم معانى قرآن سخن مىگفت كه مرا عجب مىآمد » ( سلمى ، 1999 ، 143 ) ، ( جامى ، 1370 ، 619 ) ، ( ابن جوزى ، 1992 ، ج 2 / 83 ) . ذو النّون وى را استاذ خود خوانده است . ( سلمى همان ) ، ( ابن جوزى ، همان ) . زن ديگرى كه احوال او به جهت نزديكى دوره زندگى و نام ، با فاطمه نيشابورى درهم آميخته است ، أمّ على همسر احمد بن خضرويه است . ابو حفص گفته است كه هميشه حديث زنان را مكروه مىداشتم تا آنوقت كه أمّ على ، زوجهى احمد خضرويه را ديدم . پس دانستم كه حق سبحانه معرفت و شناخت خود را آنجا كه مىخواهد مىنهد . ( جامى ، 1370 ، 620 ) پارسا زن ديگرى كه به خرد و دانش ممتاز بود ، حفصه بنت سيرين خواهر محمد بن سيرين است . از محمد بن سيرين نقل كردهاند كه هرگاه در قرائت قرآن مشكلى براى وى پيش مىآمد ، مىگفت : برويد و از حفصه بپرسيد . ( ابن جوزى ، 1992 ، ج 4 / 16 ) از هشام نقل شده كه گفت : در خردمندى شخصى را از حفصه بهتر نديدم . ( ابن جوزى ، همان )